العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
136
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
است كه با زيد باشم . آن مرد سرى تكان داده پيش زيد آمد و جريان را گفت راوى ميگويد من پيش زيد رفتم زيد در پاسخ آن مرد ميگفت ( جعفر امامنا في الحلال و الحرام ) حضرت صادق امام ما است در حلال و حرام دين . رجال كشى - ابو خالد قماط گفت مردى از زيديه در زمان زيد به من گفت چرا با زيد قيام نميكنى گفتم اگر در روى زمين امامى وجود داشته باشد كه واجب باشد اطاعت او كسى كه با زيد قيام كند هلاك شده در صورتى كه امامى نباشد قيامكننده و كسى كه قيام نكند فرقى ندارند مرد زيدى نتوانست جوابى بدهد . من فورى خدمت حضرت صادق رسيده جريان را عرضكردم امام تكيه كرده بود نشست سپس فرمود از چهار طرف او را محاصره كردى و راه فرارى برايش نگذاشتهاى . رجال كشى - به كار بن ابى بكر حضرمى گفت ابو بكر و علقمه رفتند پيش زيد بن على . علقمه از پدرم ابو بكر بزرگتر بود يكى طرف راست و ديگرى طرف چپ زيد نشست . اين دو شنيده بودند كه زيد گفته است كسى كه در خانه بنشيند امام نيست امام كسى است كه با شمشير قيام كند . ابو بكر كه جرات بيشتر داشت گفت يا ابا الحسين ( كنيه زيد بود ) بگو ببينم على بن ابى طالب تا وقتى خانهنشين بود امام نبود ؟ وقتى بشمشير قيام كرد امام شد ؟ زيد كه مرد زيركى بود چيزى نگفت سه مرتبه تكرار كرد . هيچ جواب نداد گفت اگر على بن ابى طالب امام بود پس جايز است بعد از او نيز امام خانهنشين باشد ، در صورتى كه على بن ابى طالب در زمان خانهنشينى امام نباشد تو چرا اينجا آمدهاى . علقمه تقاضا كرد از پدرم ابى بكر كه دست از او بردارد پدرم از سخن خوددارى كرده ادامه نداد . در كفايه است كه يحيى بن زيد گفت از پدرم پرسيدم امامها چند نفرند گفت دوازده نفر چهار نفر قبلا بودهاند و هشت نفر در آينده خواهند بود